<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
    <rss version="2.0"><channel><title>آخرین اخبار و مطالب مرکز نوآوری و کارآفرینی طرفه نگار</title><link>https://ecosystem.ir/legal/3884/</link><language>fa</language><item><title>سرمایه گذاری خطرپذیر (VC) و سرمایه گذار خطرپذیر شرکتی (CVC) چیست ؟</title><link>https://ecosystem.ir/blog/108046/</link><description>سرمایه گذاری خطرپذیر (که به آن سرمایه گذاری خطرپذیر شرکتی هم گفته می‌شود) روشی برای سرمایه گذاری مستقیم وجوه شرکت‌ها در شرکت‌های خارجی استارتاپی است.
این کار معمولا توسط شرکت‌های بزرگی انجام می‌شود که مایل به سرمایه گذاری بر روی شرکت‌های نوپا و استارتاپی اما کوچک هستند.
آن‌ها این کار را از طریق عقد قراردادهای سرمایه گذاری مشترک و سهام‌دار شدن در سهام آن استارتاپ‌ها انجام می‌دهند.
شرکت سرمایه گذار از طرفی دیگر ممکن است در زمینه مدیریت و بازاریابی، استارتاپ را در جهتی استراتژیک هدایت کند.
اهداف سرمایه گذار خطرپذیر شرکتی چیست؟ 
اهداف استراتژیک مانند افزایش میزان فروش و سود – چه مستقیم چه غیر مستقیم - استارتاپ هایی که از فناوری‌های جدید استفاده می‌کنند، ورود به بازارهای جدید، شناسایی مخاطبین هدف و دسترسی به منابع جدید را در اولویت قرار می‌دهند؛ در درجه دوم
این کار اغلب با خروج از سرمایه گذاری (
اهداف استراتژیک و مالی اغلب با هم ترکیب می‌شوند تا بازده مالی بالاتری را برای سرمایه گذاران به همراه داشته باشند.
ها ممکن است در مراحل زیر از رشد و توسعه یک استارتاپ روی آن سرمایه گذاری کنند؛ 
در این مرحله، یک استارتاپ نیاز به مقدار زیادی پول نقد داشته تا محصول و بازاریابی اولیه خود را توسعه دهد.
میزان بودجه در ابتدا معمولا اندک بوده که به ازای آن، مقدار مشخصی از سهام استارتاپ به سرمایه گذار واگذار می‌شود.
سرمایه گذاران سرمایه گذاری در این مرحله از استارتاپ را ریسکی می‌دانند، به همین دلیل است که برخی از آن‌ها تمایل دارند تا ورود استارتاپ به مراحل بعد و کم شدن ریسک احتمالی شکست آن‌، صبر کنند.
وقتی سهام شرکت‌های استارتاپی در دسترس عموم قرار می‌گیرد، شرکت سرمایه گذار برای بدست آوردن بازده قابل توجهی از سرمایه گذاری‌های خود می‌تواند همه یا بخشی از آن را به فروش برساند.
این بخش شامل تامین بودجه استارتاپ‌ها از طریق صندوق سرمایه گذاری و از طرفی، صف بندی استارتاپ هایی است که در حال تولید محصول یا خط تجاری مشابهی هستند.
هنگامی که یک شرکت علاقه مند تصمیم به خرید یک استارتاپ می‌گیرد، شرکت سرمایه گذار با فروش سهام خود در آن استارتاپ می‌تواند پول نقد بیشتری کسب کند.
و شرکت مادر آن شود که به نوبه خود می‌تواند فورا ارزش این شرکت استارتاپی را رشد دهد.
برای شرکت‌های سرمایه گذار، 
این سرمایه داران با داشتن اهداف استراتژیک و مالی، می‌توانند جایگاه خود را به عنوان یک رهبر در بازار حفظ کنند؛ حتی اگر شرکت‌های کوچک در صحنه حضور پیدا کرده و به غول‌های پیشگام تبدیل شوند.</description></item><item><title>انواع نوآوری - نوآوری رادیکال</title><link>https://ecosystem.ir/blog/103627/</link><description>نوآوری رادیکال مشکلات جهانی را برطرف کرده و نیازها را به روش هایی کاملا جدید – متفاوت از آنچه که قبلا به آن عادت کرده‌ایم و حتی نیازها و مشکلاتی که مردم از وجود آن اطلاعی ندارند - حل می‌کند و با این کار به طور بازار و یا حتی اقتصاد را به کلی دستخوش تغییر می‌کند.
- یک شرکت مدیریت سرمایه گذاری - موج جدید و حتی بزرگتری از نوآوری‌های رادیکال وجود داشته که گمان می‌رود که در آستانه تبدیل شدن به جریان اصلی بازار باشد.
علی رغم مقاومت‌های اولیه‌ای که در برابر آن نشان داده می‌شود اما هنگامی که این نوآوری با موفقیت در جریان اصلی بازار قرار می‌گیرد اغلب به معنای آغاز یک دوره جدید بوده که بخش‌ها و نقاط جغرافیایی مختلف را تحت تاثیر خود قرار می‌دهد.</description></item><item><title>انواع نوآوری - نوآوری نفوذی</title><link>https://ecosystem.ir/blog/103415/</link><description>قیمت در نسخه‌ی جدید محصولات (نسخه بهبود یافته) - در صورت بالا بردن سطح عملکرد خود در مقایسه با نسخه‌های قبلی و هدف قرار دادن مشتری هایی که سطح توقع بالاتری از یک محصول دارند - ممکن است افزایش یابد (دریافت حاشیه سود بیشتر).
حال اگر حجم فروش افزایش یابد از آنجایی سود مطلق را به طور مستقیم تحت الشعاع قرار می‌دهد، ممکن است قیمت محصول حتی از نسخه‌های قبلی خود هم ارزان‌تر شود.
به عنوان نمونه‌ای از یک نوآوری ترکیبی - ترکیبی از یک دوره نوآوری مخرب و در سایر مواقع به طور پیوسته نوآوری نفوذی - آیفون را در نظر بگیرید که در نسخه‌های اخیر تلفن‌های همراه خود، بخش مشتریان اصلی خود را هدف قرار داده و شبکه‌های ارزشمند جدید ایجاد نکرده است.</description></item><item><title>انواع نوآوری - نوآوری تدریجی</title><link>https://ecosystem.ir/blog/103230/</link><description>بیشتر نوآوری‌ها پیشرفت‌های کوچکتر و تدریجی برای بهبود سطح محصولات، فرآیندها و خدمات موجود بوده در حالی که برخی دیگر از نوآوری‌ها می‌توانند دسته‌ای از اختراعات تکنولوژیکی نوین یا مدل‌های تجاری بوده که قادر به دگرگون کردن صنایع هستند
بنابراین، دانستن اینکه کدام یک از انواع نوآوری برای یک سازمان مناسب‌تر است می‌تواند به شما در کشف راه حل هایی مطلوب‌تر کمک کند.
بدون تغییر در عملکرد اصلی آن می‌توان محصولات را کوچکتر، آسانتر برای استفاده یا جذاب‌تر ساخت و خدمات با بهبود مداوم می‌توانند کارآمدتر شوند
اگرچه نوآوری تدریجی بازارهای جدیدی را خلق نمی‌کند و اغلب از فن آوری جدیدی بهره نمی‌برد، اما ار آنجایی که نیازهای مشتری را که از رفتار یا بازخورد آنها مشخص شده، برآورده می‌کند، می‌تواند از مشتریان پول بیشتری به ازای ارائه‌ی خدمات بهتر و بیشتر دریافت کند
نکته جالب در مورد نوآوری‌های تدریجی این بوده که فروش آن بسیار آسان است چرا که لازم نیست ویژگی‌های پایه‌ای محصول یا خدمات خود را توضیح دهید - مردم قبلا با نحوه کار آن آشنا شده‌اند
نکته منفی این است که نوآوری‌های تدریجی لزوما تاثیرگذاری زیادی ندارند؛ زیرا آنها معمولا فقط کمی از نسخه‌ی قبلی خود بهتر هستند
مدل‌های جدید تجاری و کار بر روی نوآوری‌های مخرب، به طور همزمان بر بهبود مشاغل اصلی متمرکز بوده و به دنبال راه هایی برای خلق ارزش باشید</description></item><item><title>انواع نوآوری - نوآوری مخرب</title><link>https://ecosystem.ir/blog/103229/</link><description>آنچه نوآوری مخرب را دشوار می‌کند این است که سازمان‌های مستقر به هنگام تصمیم گیری در رابطه با کسب و کار خود، کاملا منطقی عمل می‌کنند.
نوآوری مخرب نقطه‌ای است که در آن روش‌های سنتی کسب و کار شکست خورده و به قابلیت‌های جدیدی نیاز دارند.
هنگامی که اشخاص وفادار به مدل‌های کارآمد سابق متوجه می‌شوند که دیگر شرکت‌های نوپا در بدنه اصلی خود در حال استفاده از نوآوری‌های مخرب هستند، علیرغم میزان منابعی که در اختیارشان دارند غالبا برای باز پس گرفتن سهم خود از بازار دیگر خیلی دیر است.
در این مرحله، ورودی‌های جدید راه حل دیگری را ارائه داده که نیاز به قابلیت‌های جدیدی - که شرکت‌های سنتی لزوما ندارند – داشته، ارائه می‌دهند و در نهایت آیتم هایی را اضافه می‌کنند که مشتریان هدف می‌خواهند.
اکنون هزاران سرویس اشتراک فیلم آنلاین وجود داشته که مشتریان می‌توانند از آن استفاده کرده و این مدل به تدریج تبدیل به یک هنجار شده و صنعت را متحول کرده است.
اگر می‌خواهید به عنوان یک کسب و کار سنتی از رده خارج نشوید، باید ورودی‌های جدید بازار خود و نحوه انجام کارها را به دقت زیر نظر بگیرید.
بنابراین، به جای اینکه فقط به موفقیت‌های گذشته خود در ارائه‌ی خدمات به سودآورترین بخش مشتریان خود متکی باشید، باید روی نوآوری مدل کسب و کار نیز کار کرده تا نقاط سودآور جدیدی را که به ظاهر جذاب به نظر نرسیده اما ممکن است در آینده‌ای نزدیک پتانسیل رشد چشمگیری داشته باشند، کشف کنید.</description></item><item><title>انواع نوآوری</title><link>https://ecosystem.ir/blog/102891/</link><description>بیشتر نوآوری‌ها پیشرفت‌های کوچکتر و تدریجی برای بهبود سطح محصولات، فرآیندها و خدمات موجود بوده در حالی که برخی دیگر از نوآوری‌ها می‌توانند دسته‌ای از اختراعات تکنولوژیکی نوین یا مدل‌های تجاری بوده که قادر به دگرگون کردن صنایع هستند
بنابراین، دانستن اینکه کدام یک از انواع نوآوری برای یک سازمان مناسب‌تر است می‌تواند به شما در کشف راه حل هایی مطلوب‌تر کمک کند.
بدون تغییر در عملکرد اصلی آن می‌توان محصولات را کوچکتر، آسانتر برای استفاده یا جذاب‌تر ساخت و خدمات با بهبود مداوم می‌توانند کارآمدتر شوند
اگرچه نوآوری تدریجی بازارهای جدیدی را خلق نمی‌کند و اغلب از فن آوری جدیدی بهره نمی‌برد، اما ار آنجایی که نیازهای مشتری را که از رفتار یا بازخورد آنها مشخص شده، برآورده می‌کند، می‌تواند از مشتریان پول بیشتری به ازای ارائه‌ی خدمات بهتر و بیشتر دریافت کند
نکته جالب در مورد نوآوری‌های تدریجی این بوده که فروش آن بسیار آسان است چرا که لازم نیست ویژگی‌های پایه‌ای محصول یا خدمات خود را توضیح دهید - مردم قبلا با نحوه کار آن آشنا شده‌اند
نکته منفی این است که نوآوری‌های تدریجی لزوما تاثیرگذاری زیادی ندارند؛ زیرا آنها معمولا فقط کمی از نسخه‌ی قبلی خود بهتر هستند
مدل‌های جدید تجاری و کار بر روی نوآوری‌های مخرب، به طور همزمان بر بهبود مشاغل اصلی متمرکز بوده و به دنبال راه هایی برای خلق ارزش باشید</description></item><item><title>چرا کارآفرینان باید به دنبال پول هوشمند باشند؟</title><link>https://ecosystem.ir/blog/101301/</link><description>یک اشتباه معمول که کارآفرینان در تلاش برای جذب سرمایه مرتکب می‌شوند، تمرکز بیش از حد بر گرفتن پول طی قراردادهای متوالی و توجه کافی نداشتن به کسی که سرمایه را با خود در شرکت و کسب و کار می‌آورد، است.
- این بهترین راه برای جذب سرمایه و بالا بردن شانس موفقیت تان است".
این سرمایه توسط سرمایه گذارانی که اغلب بیشترین دانش، تجربه و گسترده‌ترین شبکه‌های موجود در حوزه‌ی شما را دارند، تامین می‌شود.
سرمایه گذاران پول هوشمند می‌توانند به شما در دیده شدن از سوی افراد کلیدی حوزه تان کمک کنند.
تلاش برای جذب سرمایه خارج از دسته‌ی سرمایه گذارانی که دارای این سطح از هوش مرتبط با یک حوزه هستند، سوالاتی را در مورد همه این موارد، به ویژه ارزشگذاری ایجاد خواهد کرد.
مذاکره در مورد قراردادهای حقوقی با یک سرمایه گذار خارج از حوزه‌ی شما اغلب در مقایسه با یک سرمایه گذار هوشمند زمان بیشتری را از شما می‌گیرد چرا که قبل از شروع یک مکالمه باید او را از صنعت خود آگاه کرده تا بتوانید با هم، هم ادبیات شوید.
مشکلات اصلی در اینجا ممکن است ارزش گذاری شرکت شما، تخصیص سهام و قابل درک بودن ریسک سرمایه گذاری بر روی شرکت تان برای سرمایه گذار بالقوه باشند
. احتمالا سرمایه گذار سرمایه گذاری بر روی شرکت شما را از نظر ریسک در همان دسته‌ی دیگر سرمایه گذاری‌های پرخطر خود قرار می‌دهد و این ممکن است به نفع شما نباشد.
شما نمی‌توانید آن دیده شدنی را که نیاز دارید از سرمایه گذار خود دریافت کنید و این ممکن است برای یک منبع پول غیر هوشمند سخت باشد که شما را در رشد تجارت تان یاری رساند.
بهای جذب پول هوشمند این است که شما باید درصد بیشتری از سهام خود را در ازای میزان سرمایه‌ی کمتری به سرمایه گذار واگذار کنید.
این معامله {جذب پول هوشمند} 
و اجرایی می‌شود و این سرعت به شما این امکان را می‌دهد تا اهداف شرکت خود را پیش برده و درنهایت به شما در رشد کسب و کارتان کمک می‌کند.
این سرمایه گذاری برای آن انجام می‌شود تا راهنمایی‌های لازم در طول رشد کسب و کارتان را به شما ارائه داده و همچنین در صورت نیاز می‌تواند به شما در یافتن سرمایه اضافی کمک کند.
مادامی که به دنبال سرمایه گذار با پول هوشمند هستید، به عنوان یک استارتاپ، باید به دنبال صبر، شفافیت، قابل اطمینان بودن، اشتیاق برای شما و شرکت تان و یک همراه و همدل نیز باشید</description></item><item><title>سرمایه گذار خطرپذیر شرکتی موفق # شماره_۲</title><link>https://ecosystem.ir/blog/101053/</link><description>نکته‌ی کلیدی برای موفقیت یک CVC از نظر اولریش: 
«داشتن راه‌های جایگزین برای سنجش ارزش استراتژیک» 
اولریش کوئی از بی ام دبلیو آی ونچرز - راه‌های جایگزین برای سنجش ارزش استراتژیک
اولریش معتقد است که داشتن راه‌های جایگزین برای سنجش ارزش استراتژیک بسیار مهم و کلیدی است.
در حالی که ریس برای سنجش ارزش استراتژیک بر روش‌های خاصی متمرکز شده بود، اولریش طیف این ارزش‌ها را گسترده‌تر کرده و اظهار داشت که راه‌های زیادی برای خلق ارزش وجود دارد و تیم‌های سرمایه گذاری در هنگام انتخاب مورد سرمایه گذاری به آزادی عمل احتیاج دارند: </description></item><item><title>سرمایه گذار خطرپذیر شرکتی موفق # شماره_۱</title><link>https://ecosystem.ir/blog/100943/</link><description>پیش از پیوستن به تایسون فودز، ریس به مدت ۲۸ سال در موتورولا مشغول فعالیت به عنوان مدیر عامل شرکت
از سوی سازمان جهانی سرمایه گذاری در شرکت در سال
ریس شرودر از شرکت سرمایه گذاری تایسون ونچرز
از تاثیرگذاری و استراتژیک بودن سرمایه گذاری‌های بالقوه‌ی خود اطمینان حاصل کنید چراکه آن‌ها نقاط عطفی برای دنبال کردن هستند
- این موهبت سازمانی (!) - استفاده کنید تا تعاملی مداوم میان واحدهای تجاری شما و شرکتهای سرمایه گذاری شده وجود داشته باشد.
ریس بر صداقت و صراحت تاکید داشته و ادعا می‌کند که این دو مورد نقشه راه او در مسیر هدایت برنامه‌های سرمایه گذاری خطر پذیرانه‌ی وی بوده‌اند.</description></item><item><title>نقش جهانی CVC در جهان</title><link>https://ecosystem.ir/blog/100681/</link><description>صتدوق‌های سرمایه گذار شرکتی (CVC) در مسیر رشد و ترقی!
شرکت‌ها هنوز به دنبال بازپرداخت مالی بوده اما از آنجایی که دیجیتال سازی به سرعت در حال تغییر صنایع مختلف در سراسر جهان است، رهبران از CVC و سایر ابزارهای سرمایه گذاری (از جمله
این رقم به صتدوق‌های سرمایه گذار شرکتی (CVC) یک
با افزایش انتظارات شرکت‌ها و رشد صتدوق‌های سرمایه گذار شرکتی‌ها (CVC)، شرکت‌ها برای موفقیت هر چه بیشتر خود باید قابلیت‌های CVC‌های خود را بهبود بخشیده و رشد دهند.
صتدوق‌های سرمایه گذار شرکتی بهترین شیوه‌ها را برای نوآوری هر چه بیشتر سازمانی خود اعمال می‌کنند!
صتدوق‌های سرمایه گذار شرکتی در مسیری حرکت کرده تا حداکثر بازدهی را داشته باشند و در این مسیر نیاز دارند تا از یک سری شیوه‌های کلیدی و نوآورانه استفاده کنند.
برای شروع، یک شرکت باید تصمیم بگیرد که آیا هدف اصلی آن واحد CVC صرفا انجام تراکنش‌های مالی بوده یا قصد اتخاذ تصمیمات استراتژیک و نوآورانه است.
یک شرکت همچنین باید تعیین کند که واحد CVC آن در چه مکان هایی باید به دنبال یافتن سرمایه گذاری‌های بالقوه خود باشد.
زمینه‌های مرتبط چون راهنمایی برای واحدهای CVC عمل کرده که با تکیه بر آن‌ها می‌توان اطمینان حاصل کرد که سرمایه گذاری‌های آینده در حوزه‌ی فعالیت کسب و کار صورت خواهند گرفت - که به نوبه‌ی خود مدیران ارشد را درگیر و مشتاق می‌کند.
یک شرکت باید یک شخص باتجربه خارجی را برای هدایت سازمان CVC خود پیدا کند - شخصی که به شبکه‌های مناسب متصل بوده و تخصص فنی برجسته‌ای داشته باشد.
جذب نیروی با استعداد برای یک سازمان CVC از داخل و خارج از شرکت بسیار حیاتی است.
یک واحد CVC نیاز به استقلال داشته اما از طرفی نیز ممکن است نیاز به کارشناسان از دیگر شرکت‌ها یا منابع دیگر داشته باشد که باید شرکت را به این کار تشویق کرد.
یک شرکت باید فرآیندهای تصمیم گیری چابکی را به کار برده تا واحد CVC آن بتواند با سرعت رشد استارتاپ‌ها همگام باشد.
ضروری است که یک شرکت بتواند واحد CVC خود را به طور مداوم در طول چرخه‌های اقتصادی و نیز رکودها به منظور حفظ اعتبار در بازار VC تامین مالی کند.</description></item><item><title>تفاوت های مدیریت با رهبری</title><link>https://ecosystem.ir/blog/97813/</link><description></description></item><item><title>هک رشد</title><link>https://ecosystem.ir/blog/97674/</link><description></description></item><item><title>معرفی کتاب_فاز ۲</title><link>https://ecosystem.ir/blog/97673/</link><description></description></item><item><title>دلایل-شکست-استارتاپ-ها</title><link>https://ecosystem.ir/blog/97672/</link><description></description></item><item><title>سرمایه گذاری خطرپذیر (VC) و سرمایه گذار خطرپذیر شرکتی (CVC) چیست ؟</title><link>https://ecosystem.ir/blog/78281/</link><description>سرمایه گذاری خطرپذیر (که به آن سرمایه گذاری خطرپذیر شرکتی هم گفته می‌شود) روشی برای سرمایه گذاری مستقیم وجوه شرکت‌ها در شرکت‌های خارجی استارتاپی است.
این کار معمولا توسط شرکت‌های بزرگی انجام می‌شود که مایل به سرمایه گذاری بر روی شرکت‌های نوپا و استارتاپی اما کوچک هستند.
آن‌ها این کار را از طریق عقد قراردادهای سرمایه گذاری مشترک و سهام‌دار شدن در سهام آن استارتاپ‌ها انجام می‌دهند.
شرکت سرمایه گذار از طرفی دیگر ممکن است در زمینه مدیریت و بازاریابی، استارتاپ را در جهتی استراتژیک هدایت کند.
اهداف سرمایه گذار خطرپذیر شرکتی چیست؟ 
اهداف استراتژیک مانند افزایش میزان فروش و سود – چه مستقیم چه غیر مستقیم - استارتاپ هایی که از فناوری‌های جدید استفاده می‌کنند، ورود به بازارهای جدید، شناسایی مخاطبین هدف و دسترسی به منابع جدید را در اولویت قرار می‌دهند؛ در درجه دوم
این کار اغلب با خروج از سرمایه گذاری (
اهداف استراتژیک و مالی اغلب با هم ترکیب می‌شوند تا بازده مالی بالاتری را برای سرمایه گذاران به همراه داشته باشند.
ها ممکن است در مراحل زیر از رشد و توسعه یک استارتاپ روی آن سرمایه گذاری کنند؛ 
در این مرحله، یک استارتاپ نیاز به مقدار زیادی پول نقد داشته تا محصول و بازاریابی اولیه خود را توسعه دهد.
میزان بودجه در ابتدا معمولا اندک بوده که به ازای آن، مقدار مشخصی از سهام استارتاپ به سرمایه گذار واگذار می‌شود.
سرمایه گذاران سرمایه گذاری در این مرحله از استارتاپ را ریسکی می‌دانند، به همین دلیل است که برخی از آن‌ها تمایل دارند تا ورود استارتاپ به مراحل بعد و کم شدن ریسک احتمالی شکست آن‌، صبر کنند.
وقتی سهام شرکت‌های استارتاپی در دسترس عموم قرار می‌گیرد، شرکت سرمایه گذار برای بدست آوردن بازده قابل توجهی از سرمایه گذاری‌های خود می‌تواند همه یا بخشی از آن را به فروش برساند.
این بخش شامل تامین بودجه استارتاپ‌ها از طریق صندوق سرمایه گذاری و از طرفی، صف بندی استارتاپ هایی است که در حال تولید محصول یا خط تجاری مشابهی هستند.
هنگامی که یک شرکت علاقه مند تصمیم به خرید یک استارتاپ می‌گیرد، شرکت سرمایه گذار با فروش سهام خود در آن استارتاپ می‌تواند پول نقد بیشتری کسب کند.
و شرکت مادر آن شود که به نوبه خود می‌تواند فورا ارزش این شرکت استارتاپی را رشد دهد.
برای شرکت‌های سرمایه گذار، 
این سرمایه داران با داشتن اهداف استراتژیک و مالی، می‌توانند جایگاه خود را به عنوان یک رهبر در بازار حفظ کنند؛ حتی اگر شرکت‌های کوچک در صحنه حضور پیدا کرده و به غول‌های پیشگام تبدیل شوند.</description></item></channel></rss>