<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
    <rss version="2.0"><channel><title>آخرین اخبار و مطالب امید</title><link>https://ecosystem.ir/legal/872/</link><language>fa</language><item><title>اشتباهات بازاریابی که برای هر کسب وکار نوپا در حوزه فناوری آموزنده است!</title><link>https://ecosystem.ir/blog/106137/</link><description>اما حقیقت تلخ این است که اگر کسی محصول شما را نشناسد، هر چقدر هم که محصولتان فوق العاده باشد فایده‌ای ندارد.
شما باید هرچه زودتر- در بیشتر موارد قبل از این که حتی محصول آماده شود- محصولتان را قابل رویت کنید و برای شرکت خود اعتبار ایجاد کنید.
ممکن است به نظر بیاید که قدرت شرکت صرفا بر روی محصول استوار است، اما بدون
قابل توجه، محصول شما اصلا کشش مورد نظر خود را پیدا نمی‌کند.
این بدان معنی است که داستان برند شما، باید قانع‌کننده باشد: یک چشم‌انداز بی‌نظیر که با الهام‌بخشی در مورد چگونگی ایفای نقش شرکت شما در تغییر جهان، تکمیل می‌شود.
علاوه بر این، با متعهدشدن به یک استراتژی با اهداف قابل اندازه‌گیری واضح، درک این موضوع که کدام جنبه‌ی استراتژی، بهترین بازده را ایجاد کرده است، بسیار ساده‌تر می‌شود.
بازاریابی شرکت شما قبل از آماده‌شدن محصول، علاوه بر این‌که راهی عالی برای ایجاد آگاهی عمومی از برند است، می‌تواند به شما کمک کند درک بهتری از انواع ویژگی‌های مورد نظر مشتریان بالقوه‌تان، داشته باشید و بفهمید نقاط درد واقعی آن‌ها چیست و نحوه استفاده آن‌ها از محصولات مشابه چگونه است.
ای اعلام می‌کند که محصولی آماده عرضه است و از این طریق بازخورد مشتریان خود را دریافت می‌کند.
هم‌چنین می‌توانید از مشتریان بپرسید که چگونه شما را پیدا کرده‌اند یا سوالات نظرسنجی را در فرم‌های ثبت‌نام درج کنید تا بهتر بفهمید که کدام بخش کارایی دارد و کدام ندارد.
یک راه عالی برای به دست‌آوردن اعتبار، این است که از بزرگترین مشتری‌های خود بخواهید محصول شما را توصیف کنند و دیگران را به آن ارجاع دهند.
می‌تواند رشد شما را کندتر کند، مهم‌ترین نکته این است که از آن‌ها درس بگیرید و استراتژی‌های هوشمندانه‌تری را بر اساس موفقیت‌های خود پیاده‌سازی کنید.</description></item><item><title>چرا باید مزیتی داشته باشیم که ما را از رقبا جدا کند؟</title><link>https://ecosystem.ir/blog/106089/</link><description>اما آیا واقعا راهی نیست که حتی در اقیانوس قرمز هم بتوانیم موفق شویم؟ اگر در بازاری مشغول به کار باشیم که رقبای بسیاری دارد باید کار خود را تمام شده بدانیم؟ پاسخ نه می‌تواند به طور قطع بله باشه و نه خیر.
در این مقاله به این عنصر می‌پردازیم که چقدر لازم است و برای کسب و کارها چه به همراه دارد.
«مزیت رقابتی» همان عنصر مهم است که ما را از رقبا جدا می‌کند و در بازار، این توانایی را به ما می‌دهد که متفاوت‌تر عمل کرده و مشتریان را به سوی خود جذب کنیم.
مساله این است که ما یک کسب و کار را برای این ایجاد می‌کنیم که در نهایت بتوانیم توسط مشتریان خود دیده شویم.
به این شکل که بررسی می‌کنیم اگر مزیت نداشته باشیم چه وضعیتی در انتظار ماست، در آن صورت خود به خود قانع می‌شویم که باید در هر سازمانی عنصری باشد که برای مشتریان متمایز‌کننده باشد.
البته باید این را در نظر داشته باشیم که ممکن است مزیت رقابتی ما به صورت پیش‌فرض قیمت پایین و کیفیت بالا باشد؛ اما زمانی که ما خودمان مدل کسب و کارمان را بر این اساس طراحی می‌کنیم با زمانی که به اجبار بنا به شرایط محیط و برای زنده‌ماندن در دنیای رقابتی، این کار را انجام می‌دهیم تفاوت بسیاری وجود دارد.
بیان می‌کند که ما لازم نیست برای کسب و کار خود به دنبال مزیتی بگردیم که دائمی باشد و توقع داشته باشیم این مزیت در هر زمان و با هر شرایطی به نیاز‌های ما پاسخ دهد و ما را در موقعیت برتر قرار دهد.
به تعبیر دیگر، علاوه بر این که مهم است ما برای کسب و کار خود مزیتی داشته باشیم که مشتریان را ترغیب کند به جای رقبا سراغ ما بیایند، نباید فکر کنیم که این مزیت همیشگی است و دیگر نیازی نیست در جهت اصلاح و بهبود آن کاری انجام دهیم.
مزیت رقابتی ناپایدار، به سازمان این امکان را می‌دهد که نسبت به شرایط و فرصت‌های به وجود آمده در محیط، انعطاف‌پذیری داشته باشد و این سازگاری با محیط کمک می‌کند که ما همیشه یک پله از رقبای خود بالاتر بایستیم.
ممکن است مزیتی در بازار وجود نداشته و لازم باشد که ما آن را ایجاد کنیم و رقبا را مجبور به پیروی از خود کنیم.
را هیچ‌گاه نباید فراموش کنیم؛ به این علت که ما اگر نوآوری نداشته و مرزهای سازمان را از آنچه که هست فراتر فرض نکرده باشیم، نمی‌توانیم متفاوت از رقبا فکر کنیم و نیاز‌های مشتریان را پیش از آن‌ها بر طرف کنیم یا حتی بالاتر از آن، نیازهایی را در مشتری ایجاد کنیم که حتی خودش از آن‌ها با خبر نباشد.
آن‌چه که (با توجه به همه‌ی صحبت‌های بالا) واضح است، ما باید در اولین گام برای داشتن یک مزیت که به معنای واقعی ما را از رقبا (چه بالقوه باشند و چه بالفعل) متمایز می‌کند، بر وضعیت فعلی خود مسلط باشیم.
توضیح درباره‌ی چگونگی این تحلیل، ما را از هدف اصلی متن دور می‌کند ولی باید بدانیم که با استفاده از آن می‌توانیم برای خود مزیتی بدست آوریم که هم با نقاط ضعف و قوتمان هماهنگ است و هم متناسب با فرصت‌ها و تهدیدهایی است که در محیط وجود دارد.
ما تا ندانیم که چه جایگاهی داریم، نمی‌توانیم به این سوال پاسخ دهیم که باید چگونه باشیم تا در بین کسب و کارهای مشابه، اولین انتخاب مشتریان شویم!
این سوال به ما کمک می‌کند که دائما بخواهیم ویژگی‌هایی را در کسب و کار خود به وجود بیاوریم که نه تنها بین ما و رقبا، بلکه بین ما و آنچه قبلا بوده‌ایم هم فاصله بیندازد.</description></item><item><title>سه نکته مهم که برای خلاقیت در کسب و کارتان باید بدانید</title><link>https://ecosystem.ir/blog/105747/</link><description>در این مقاله علاوه بر تعریف متفاوتی که برای خلاقیت ارائه می­شود؛ به ابعادی از مبحث خلاقیت و نوآوری می­پردازیم که کمتر شنیده­اید اما در عین حال می­تواند اثرات فوق­العاده­ای در کسب و کارتان داشته باشد.
در این مقاله علاوه بر تعریف متفاوتی که برای خلاقیت ارائه می­‌شود؛ به ابعادی از مبحث خلاقیت و نوآوری می‌­پردازیم که کمتر شنیده­‌اید اما در عین حال می‌­تواند اثرات فوق­‌العاده­‌ای در کسب و کارتان داشته باشد.
در ادامه شما را با سه قدم اساسی و مهم که برای رسیدن به خلاقیت لازم است، آشنا خواهیم کرد.
شما برای رسیدن به ایده­ی نو و جدید چه کاری انجام می­‌دهید؟ بسیاری از افراد ایده را حاصل یک الهام ذهنی می­دانند.
اگر به این مرحله، یعنی مرحله ارزیابی ایده­ها، آزمایش و برنامه­ریزی برای عمل رسیدید در واقع شما به موفقیت بیشتر از آنچه فکر می­کنید نزدیک شدید.
بررسی­های لازم را انجام دهید و انتخاب کنید که کدام ایده در صورت اجرا، سرعت رسیدن به موفقیت در کسب و کارتان را بیشتر می­کند.
بعد از آگاهی از این سه مرحله اصلی برای رسیدن به خلاقیت در کسب و کار، اگر بخواهیم جمله فراتر از وضع موجود نگریستن را دقیق­تر معنی کنیم باید به چند کلمه کلیدی اشاره کرد.</description></item><item><title>روش‌های تیم‌سازی بر مبنای استراتژی‌های نوین</title><link>https://ecosystem.ir/blog/97715/</link><description></description></item><item><title>نحوه ارزش‌گذاری استارتاپ ها | ۱۰ روش ارزشمند برای ارزیابی استارتاپ های جهانی</title><link>https://ecosystem.ir/blog/97714/</link><description></description></item><item><title>چگونه یک رویداد خوب برگزار کنیم؟</title><link>https://ecosystem.ir/blog/97713/</link><description></description></item><item><title>اشتباهات بازاریابی که برای هر کسب وکار نوپا در حوزه فناوری آموزنده است!</title><link>https://ecosystem.ir/blog/76372/</link><description>اما حقیقت تلخ این است که اگر کسی محصول شما را نشناسد، هر چقدر هم که محصولتان فوق العاده باشد فایده‌ای ندارد.
شما باید هرچه زودتر- در بیشتر موارد قبل از این که حتی محصول آماده شود- محصولتان را قابل رویت کنید و برای شرکت خود اعتبار ایجاد کنید.
ممکن است به نظر بیاید که قدرت شرکت صرفا بر روی محصول استوار است، اما بدون
قابل توجه، محصول شما اصلا کشش مورد نظر خود را پیدا نمی‌کند.
این بدان معنی است که داستان برند شما، باید قانع‌کننده باشد: یک چشم‌انداز بی‌نظیر که با الهام‌بخشی در مورد چگونگی ایفای نقش شرکت شما در تغییر جهان، تکمیل می‌شود.
علاوه بر این، با متعهدشدن به یک استراتژی با اهداف قابل اندازه‌گیری واضح، درک این موضوع که کدام جنبه‌ی استراتژی، بهترین بازده را ایجاد کرده است، بسیار ساده‌تر می‌شود.
بازاریابی شرکت شما قبل از آماده‌شدن محصول، علاوه بر این‌که راهی عالی برای ایجاد آگاهی عمومی از برند است، می‌تواند به شما کمک کند درک بهتری از انواع ویژگی‌های مورد نظر مشتریان بالقوه‌تان، داشته باشید و بفهمید نقاط درد واقعی آن‌ها چیست و نحوه استفاده آن‌ها از محصولات مشابه چگونه است.
ای اعلام می‌کند که محصولی آماده عرضه است و از این طریق بازخورد مشتریان خود را دریافت می‌کند.
هم‌چنین می‌توانید از مشتریان بپرسید که چگونه شما را پیدا کرده‌اند یا سوالات نظرسنجی را در فرم‌های ثبت‌نام درج کنید تا بهتر بفهمید که کدام بخش کارایی دارد و کدام ندارد.
یک راه عالی برای به دست‌آوردن اعتبار، این است که از بزرگترین مشتری‌های خود بخواهید محصول شما را توصیف کنند و دیگران را به آن ارجاع دهند.
می‌تواند رشد شما را کندتر کند، مهم‌ترین نکته این است که از آن‌ها درس بگیرید و استراتژی‌های هوشمندانه‌تری را بر اساس موفقیت‌های خود پیاده‌سازی کنید.</description></item><item><title>چرا باید مزیتی داشته باشیم که ما را از رقبا جدا کند؟</title><link>https://ecosystem.ir/blog/76324/</link><description>اما آیا واقعا راهی نیست که حتی در اقیانوس قرمز هم بتوانیم موفق شویم؟ اگر در بازاری مشغول به کار باشیم که رقبای بسیاری دارد باید کار خود را تمام شده بدانیم؟ پاسخ نه می‌تواند به طور قطع بله باشه و نه خیر.
در این مقاله به این عنصر می‌پردازیم که چقدر لازم است و برای کسب و کارها چه به همراه دارد.
«مزیت رقابتی» همان عنصر مهم است که ما را از رقبا جدا می‌کند و در بازار، این توانایی را به ما می‌دهد که متفاوت‌تر عمل کرده و مشتریان را به سوی خود جذب کنیم.
مساله این است که ما یک کسب و کار را برای این ایجاد می‌کنیم که در نهایت بتوانیم توسط مشتریان خود دیده شویم.
به این شکل که بررسی می‌کنیم اگر مزیت نداشته باشیم چه وضعیتی در انتظار ماست، در آن صورت خود به خود قانع می‌شویم که باید در هر سازمانی عنصری باشد که برای مشتریان متمایز‌کننده باشد.
البته باید این را در نظر داشته باشیم که ممکن است مزیت رقابتی ما به صورت پیش‌فرض قیمت پایین و کیفیت بالا باشد؛ اما زمانی که ما خودمان مدل کسب و کارمان را بر این اساس طراحی می‌کنیم با زمانی که به اجبار بنا به شرایط محیط و برای زنده‌ماندن در دنیای رقابتی، این کار را انجام می‌دهیم تفاوت بسیاری وجود دارد.
بیان می‌کند که ما لازم نیست برای کسب و کار خود به دنبال مزیتی بگردیم که دائمی باشد و توقع داشته باشیم این مزیت در هر زمان و با هر شرایطی به نیاز‌های ما پاسخ دهد و ما را در موقعیت برتر قرار دهد.
به تعبیر دیگر، علاوه بر این که مهم است ما برای کسب و کار خود مزیتی داشته باشیم که مشتریان را ترغیب کند به جای رقبا سراغ ما بیایند، نباید فکر کنیم که این مزیت همیشگی است و دیگر نیازی نیست در جهت اصلاح و بهبود آن کاری انجام دهیم.
مزیت رقابتی ناپایدار، به سازمان این امکان را می‌دهد که نسبت به شرایط و فرصت‌های به وجود آمده در محیط، انعطاف‌پذیری داشته باشد و این سازگاری با محیط کمک می‌کند که ما همیشه یک پله از رقبای خود بالاتر بایستیم.
ممکن است مزیتی در بازار وجود نداشته و لازم باشد که ما آن را ایجاد کنیم و رقبا را مجبور به پیروی از خود کنیم.
را هیچ‌گاه نباید فراموش کنیم؛ به این علت که ما اگر نوآوری نداشته و مرزهای سازمان را از آنچه که هست فراتر فرض نکرده باشیم، نمی‌توانیم متفاوت از رقبا فکر کنیم و نیاز‌های مشتریان را پیش از آن‌ها بر طرف کنیم یا حتی بالاتر از آن، نیازهایی را در مشتری ایجاد کنیم که حتی خودش از آن‌ها با خبر نباشد.
آن‌چه که (با توجه به همه‌ی صحبت‌های بالا) واضح است، ما باید در اولین گام برای داشتن یک مزیت که به معنای واقعی ما را از رقبا (چه بالقوه باشند و چه بالفعل) متمایز می‌کند، بر وضعیت فعلی خود مسلط باشیم.
توضیح درباره‌ی چگونگی این تحلیل، ما را از هدف اصلی متن دور می‌کند ولی باید بدانیم که با استفاده از آن می‌توانیم برای خود مزیتی بدست آوریم که هم با نقاط ضعف و قوتمان هماهنگ است و هم متناسب با فرصت‌ها و تهدیدهایی است که در محیط وجود دارد.
ما تا ندانیم که چه جایگاهی داریم، نمی‌توانیم به این سوال پاسخ دهیم که باید چگونه باشیم تا در بین کسب و کارهای مشابه، اولین انتخاب مشتریان شویم!
این سوال به ما کمک می‌کند که دائما بخواهیم ویژگی‌هایی را در کسب و کار خود به وجود بیاوریم که نه تنها بین ما و رقبا، بلکه بین ما و آنچه قبلا بوده‌ایم هم فاصله بیندازد.</description></item><item><title>سه نکته مهم که برای خلاقیت در کسب و کارتان باید بدانید</title><link>https://ecosystem.ir/blog/75982/</link><description>در این مقاله علاوه بر تعریف متفاوتی که برای خلاقیت ارائه می­شود؛ به ابعادی از مبحث خلاقیت و نوآوری می­پردازیم که کمتر شنیده­اید اما در عین حال می­تواند اثرات فوق­العاده­ای در کسب و کارتان داشته باشد.
در این مقاله علاوه بر تعریف متفاوتی که برای خلاقیت ارائه می­‌شود؛ به ابعادی از مبحث خلاقیت و نوآوری می‌­پردازیم که کمتر شنیده­‌اید اما در عین حال می‌­تواند اثرات فوق­‌العاده­‌ای در کسب و کارتان داشته باشد.
در ادامه شما را با سه قدم اساسی و مهم که برای رسیدن به خلاقیت لازم است، آشنا خواهیم کرد.
شما برای رسیدن به ایده­ی نو و جدید چه کاری انجام می­‌دهید؟ بسیاری از افراد ایده را حاصل یک الهام ذهنی می­دانند.
اگر به این مرحله، یعنی مرحله ارزیابی ایده­ها، آزمایش و برنامه­ریزی برای عمل رسیدید در واقع شما به موفقیت بیشتر از آنچه فکر می­کنید نزدیک شدید.
بررسی­های لازم را انجام دهید و انتخاب کنید که کدام ایده در صورت اجرا، سرعت رسیدن به موفقیت در کسب و کارتان را بیشتر می­کند.
بعد از آگاهی از این سه مرحله اصلی برای رسیدن به خلاقیت در کسب و کار، اگر بخواهیم جمله فراتر از وضع موجود نگریستن را دقیق­تر معنی کنیم باید به چند کلمه کلیدی اشاره کرد.</description></item><item><title>روش‌های تیم‌سازی بر مبنای استراتژی‌های نوین</title><link>https://ecosystem.ir/blog/67950/</link><description></description></item><item><title>نحوه ارزش‌گذاری استارتاپ ها | ۱۰ روش ارزشمند برای ارزیابی استارتاپ های جهانی</title><link>https://ecosystem.ir/blog/67949/</link><description></description></item><item><title>چگونه یک رویداد خوب برگزار کنیم؟</title><link>https://ecosystem.ir/blog/67948/</link><description></description></item><item><title>اشتباهات بازاریابی که برای هر کسب وکار نوپا در حوزه فناوری آموزنده است!</title><link>https://ecosystem.ir/blog/46607/</link><description>اما حقیقت تلخ این است که اگر کسی محصول شما را نشناسد، هر چقدر هم که محصولتان فوق العاده باشد فایده‌ای ندارد.
شما باید هرچه زودتر- در بیشتر موارد قبل از این که حتی محصول آماده شود- محصولتان را قابل رویت کنید و برای شرکت خود اعتبار ایجاد کنید.
ممکن است به نظر بیاید که قدرت شرکت صرفا بر روی محصول استوار است، اما بدون
قابل توجه، محصول شما اصلا کشش مورد نظر خود را پیدا نمی‌کند.
این بدان معنی است که داستان برند شما، باید قانع‌کننده باشد: یک چشم‌انداز بی‌نظیر که با الهام‌بخشی در مورد چگونگی ایفای نقش شرکت شما در تغییر جهان، تکمیل می‌شود.
علاوه بر این، با متعهدشدن به یک استراتژی با اهداف قابل اندازه‌گیری واضح، درک این موضوع که کدام جنبه‌ی استراتژی، بهترین بازده را ایجاد کرده است، بسیار ساده‌تر می‌شود.
بازاریابی شرکت شما قبل از آماده‌شدن محصول، علاوه بر این‌که راهی عالی برای ایجاد آگاهی عمومی از برند است، می‌تواند به شما کمک کند درک بهتری از انواع ویژگی‌های مورد نظر مشتریان بالقوه‌تان، داشته باشید و بفهمید نقاط درد واقعی آن‌ها چیست و نحوه استفاده آن‌ها از محصولات مشابه چگونه است.
ای اعلام می‌کند که محصولی آماده عرضه است و از این طریق بازخورد مشتریان خود را دریافت می‌کند.
هم‌چنین می‌توانید از مشتریان بپرسید که چگونه شما را پیدا کرده‌اند یا سوالات نظرسنجی را در فرم‌های ثبت‌نام درج کنید تا بهتر بفهمید که کدام بخش کارایی دارد و کدام ندارد.
یک راه عالی برای به دست‌آوردن اعتبار، این است که از بزرگترین مشتری‌های خود بخواهید محصول شما را توصیف کنند و دیگران را به آن ارجاع دهند.
می‌تواند رشد شما را کندتر کند، مهم‌ترین نکته این است که از آن‌ها درس بگیرید و استراتژی‌های هوشمندانه‌تری را بر اساس موفقیت‌های خود پیاده‌سازی کنید.</description></item><item><title>چرا باید مزیتی داشته باشیم که ما را از رقبا جدا کند؟</title><link>https://ecosystem.ir/blog/46559/</link><description>اما آیا واقعا راهی نیست که حتی در اقیانوس قرمز هم بتوانیم موفق شویم؟ اگر در بازاری مشغول به کار باشیم که رقبای بسیاری دارد باید کار خود را تمام شده بدانیم؟ پاسخ نه می‌تواند به طور قطع بله باشه و نه خیر.
در این مقاله به این عنصر می‌پردازیم که چقدر لازم است و برای کسب و کارها چه به همراه دارد.
«مزیت رقابتی» همان عنصر مهم است که ما را از رقبا جدا می‌کند و در بازار، این توانایی را به ما می‌دهد که متفاوت‌تر عمل کرده و مشتریان را به سوی خود جذب کنیم.
مساله این است که ما یک کسب و کار را برای این ایجاد می‌کنیم که در نهایت بتوانیم توسط مشتریان خود دیده شویم.
به این شکل که بررسی می‌کنیم اگر مزیت نداشته باشیم چه وضعیتی در انتظار ماست، در آن صورت خود به خود قانع می‌شویم که باید در هر سازمانی عنصری باشد که برای مشتریان متمایز‌کننده باشد.
البته باید این را در نظر داشته باشیم که ممکن است مزیت رقابتی ما به صورت پیش‌فرض قیمت پایین و کیفیت بالا باشد؛ اما زمانی که ما خودمان مدل کسب و کارمان را بر این اساس طراحی می‌کنیم با زمانی که به اجبار بنا به شرایط محیط و برای زنده‌ماندن در دنیای رقابتی، این کار را انجام می‌دهیم تفاوت بسیاری وجود دارد.
بیان می‌کند که ما لازم نیست برای کسب و کار خود به دنبال مزیتی بگردیم که دائمی باشد و توقع داشته باشیم این مزیت در هر زمان و با هر شرایطی به نیاز‌های ما پاسخ دهد و ما را در موقعیت برتر قرار دهد.
به تعبیر دیگر، علاوه بر این که مهم است ما برای کسب و کار خود مزیتی داشته باشیم که مشتریان را ترغیب کند به جای رقبا سراغ ما بیایند، نباید فکر کنیم که این مزیت همیشگی است و دیگر نیازی نیست در جهت اصلاح و بهبود آن کاری انجام دهیم.
مزیت رقابتی ناپایدار، به سازمان این امکان را می‌دهد که نسبت به شرایط و فرصت‌های به وجود آمده در محیط، انعطاف‌پذیری داشته باشد و این سازگاری با محیط کمک می‌کند که ما همیشه یک پله از رقبای خود بالاتر بایستیم.
ممکن است مزیتی در بازار وجود نداشته و لازم باشد که ما آن را ایجاد کنیم و رقبا را مجبور به پیروی از خود کنیم.
را هیچ‌گاه نباید فراموش کنیم؛ به این علت که ما اگر نوآوری نداشته و مرزهای سازمان را از آنچه که هست فراتر فرض نکرده باشیم، نمی‌توانیم متفاوت از رقبا فکر کنیم و نیاز‌های مشتریان را پیش از آن‌ها بر طرف کنیم یا حتی بالاتر از آن، نیازهایی را در مشتری ایجاد کنیم که حتی خودش از آن‌ها با خبر نباشد.
آن‌چه که (با توجه به همه‌ی صحبت‌های بالا) واضح است، ما باید در اولین گام برای داشتن یک مزیت که به معنای واقعی ما را از رقبا (چه بالقوه باشند و چه بالفعل) متمایز می‌کند، بر وضعیت فعلی خود مسلط باشیم.
توضیح درباره‌ی چگونگی این تحلیل، ما را از هدف اصلی متن دور می‌کند ولی باید بدانیم که با استفاده از آن می‌توانیم برای خود مزیتی بدست آوریم که هم با نقاط ضعف و قوتمان هماهنگ است و هم متناسب با فرصت‌ها و تهدیدهایی است که در محیط وجود دارد.
ما تا ندانیم که چه جایگاهی داریم، نمی‌توانیم به این سوال پاسخ دهیم که باید چگونه باشیم تا در بین کسب و کارهای مشابه، اولین انتخاب مشتریان شویم!
این سوال به ما کمک می‌کند که دائما بخواهیم ویژگی‌هایی را در کسب و کار خود به وجود بیاوریم که نه تنها بین ما و رقبا، بلکه بین ما و آنچه قبلا بوده‌ایم هم فاصله بیندازد.</description></item><item><title>سه نکته مهم که برای خلاقیت در کسب و کارتان باید بدانید</title><link>https://ecosystem.ir/blog/46217/</link><description>در این مقاله علاوه بر تعریف متفاوتی که برای خلاقیت ارائه می­شود؛ به ابعادی از مبحث خلاقیت و نوآوری می­پردازیم که کمتر شنیده­اید اما در عین حال می­تواند اثرات فوق­العاده­ای در کسب و کارتان داشته باشد.
در این مقاله علاوه بر تعریف متفاوتی که برای خلاقیت ارائه می­‌شود؛ به ابعادی از مبحث خلاقیت و نوآوری می‌­پردازیم که کمتر شنیده­‌اید اما در عین حال می‌­تواند اثرات فوق­‌العاده­‌ای در کسب و کارتان داشته باشد.
در ادامه شما را با سه قدم اساسی و مهم که برای رسیدن به خلاقیت لازم است، آشنا خواهیم کرد.
شما برای رسیدن به ایده­ی نو و جدید چه کاری انجام می­‌دهید؟ بسیاری از افراد ایده را حاصل یک الهام ذهنی می­دانند.
اگر به این مرحله، یعنی مرحله ارزیابی ایده­ها، آزمایش و برنامه­ریزی برای عمل رسیدید در واقع شما به موفقیت بیشتر از آنچه فکر می­کنید نزدیک شدید.
بررسی­های لازم را انجام دهید و انتخاب کنید که کدام ایده در صورت اجرا، سرعت رسیدن به موفقیت در کسب و کارتان را بیشتر می­کند.
بعد از آگاهی از این سه مرحله اصلی برای رسیدن به خلاقیت در کسب و کار، اگر بخواهیم جمله فراتر از وضع موجود نگریستن را دقیق­تر معنی کنیم باید به چند کلمه کلیدی اشاره کرد.</description></item></channel></rss>